?Netflix and no chill

خرید بک لینک

وقتی به تصمیم ـایی که دیروز توی اتوبوس داشتم میگرفتم فک میکنم، نمیتونم ذرهای خودمو بفهمم که دقیقا با کدوم عقل همچین فکری کرده بودم. وااااااااقعا نمیفهمم ـا. یعنی خوشحال ـم که در زمان ـای اینطوری هم یه چیزی اون ته ـا هست که میگه بهم چقدر کار ِ احمقانه ایه. چون دیشب حتی اینقدر احمقانه بود که نمیتونستم تایپ ـش کنم و بعد که برای یه نفر که اصلا برام مهم نبود جاج ـم میکنه یا نه و میدونستم که نمیکنه فرستادم و گفت که اصلا احمقانه نیست و اینا. و الان دارم فک میکنم که باید جدا باهاش حرف بزنم و بگم که اگه یه زمانی توی این موقعیت بود هیچوقت همچین کاری نکنه. :))

ولی خب، ناراحتی م از این ه که یه احساس ِ خجالت ِ بدی دارم از این که بخوام اوج دسپرت بودنم رو به آدم ـای نزدیک ِ زندگی م نشون بدم. نمیدونم.

"اما نور ماند بر جا. "...

ما را در سایت "اما نور ماند بر جا. " دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 153 تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 3:36

صفحه بندی