هر روز یادم میره که چه اتفاقی افتاده و وقتی برای یکی تعریف ش میکنم دوباره یادم میوفته و همونقدر ناراحتکننده س. یه چیزی که هیچ کاری نمیشه درباره ش کرد. صرفا باید به اندازه ی کافی براش ناراحت بمونم تا تموم شه. ینی، بجای ایگنور کردن و هیچ کاری نکردن، کاملا بفهمم که چه اتفاقی داره میوفته و باهاش دیل کنم. چون که خب، بالاخره من قرار ه این آدم ُ توی دانشگاه ببینم هی و نمیتونه واسه ـم اینقدر آوکوارد باشه. و خب، اوکی میشه دیگه، نه؟
× جدا از اون، با این فکت ـم کنار میام که آخرین باری بود که به کسی همچین حرفی زدم. :')
"اما نور ماند بر جا. "...ما را در سایت "اما نور ماند بر جا. " دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 201