آرام آرام، سوزی از درون جان میگیرد

خرید بک لینک

هر روز یادم میره که چه اتفاقی افتاده و وقتی برای یکی تعریف ش میکنم دوباره یادم میوفته و همونقدر ناراحتکننده س. یه چیزی که هیچ کاری نمیشه درباره ش کرد. صرفا باید به اندازه ی کافی براش ناراحت بمونم تا تموم شه. ینی، بجای ایگنور کردن و هیچ کاری نکردن، کاملا بفهمم که چه اتفاقی داره میوفته و باهاش دیل کنم. چون که خب، بالاخره من قرار ه این آدم ُ توی دانشگاه ببینم هی و نمیتونه واسه ـم اینقدر آوکوارد باشه. و خب، اوکی میشه دیگه، نه؟

× جدا از اون، با این فکت ـم کنار میام که آخرین باری بود که به کسی همچین حرفی زدم. :')

"اما نور ماند بر جا. "...

ما را در سایت "اما نور ماند بر جا. " دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 201 تاريخ: يکشنبه 12 خرداد 1398 ساعت: 7:00

صفحه بندی