Where worlds collide and days are dark

خرید بک لینک

حس میکنم دلم میخواد که تنها برم مسافرت.

× کاش میتونستم از همه و همه چیزایی که توی سرم ـن بنویسم. که چقدر دلم تنگ شده برای هیچ چیز. ینی میدونی؟ خیلی احمقانه ـس که دلم برای یه چیزی که هیچوقت نبوده بخواد تنگ شه؛ ولی من هر شب دارم خواب میبینم. دارم میبینم که حتی سه تایی دارم با هم وقت میگذرونیم و چقدر خوشحال ـم. بهش که فک میکنم برام احمقانه ـس. دلم میخواد که بهش فک نکنم. دلم میخواد هر بار که حتی فکر ـم میره سمت ـش بشینم سریال ببینم یا درس بخونم یا هر کاری کنم که نخوام بهش فک کنم ولی قضیه اینجاست که ما هیچوقت چیزی بیشتر از چیزی که الان هستیم نمیشیم. ینی من هر چقدر م بخوام تلاش کنم که دوست ـای بهتری باشیم هم حتی نمیشیم چون دتس د وی ایت ایز و حقیقتا هم چیزی که من بخوام نیست. ینی میدونی؟ حتی اگه تا دو سال دیگه که قرار ه که بهشون بر بخورم و ببینمشون هم دوست ـای بهتری باشیم، بازم ته ِ دلم یه چیز ِ بیشتری میخواستم. شاید ـم یه روز باشه که بفهمم اصلا بهتر که اینطوری شد. شاید یه روز بفهمم ولی الان نمیتونم درک ـش کنم. الان نمیتونم باهاش کنار بیام چون پر از کارای احمقانه ـم که فقط برای وقت گذروندن باشون انجام میدم. فقط برای این که حس ِ بهتری داشته باشم. نمیدونم چرا.

× اون روز سهتایی نشسته بودیم توی هارمونی و داشتن ازم تعریف میکردن. خیلی برام جالب بود که چه آدمی هستم توی نگاه ـشون و میدونی؟ خیلی حرفاشون خوب بود ـا. خیلی دوستداشتنی بودن و کلی ازم تعریف میکردن ولی چیزی که توی حرف ـاشون بود، رفتارام با آدما و هندل کردن یه سری موقعیت ـا بود و اهمیت دادن ِ زیاد؛ و حس کردم که شاید دارم بیش از حد تلاش میکنم آدم ـا دوست ـم داشته باشن. شاید نباید اینقدر با همه نایس باشم. شاید نباید اینقدر به همه اهمیت بدم. چون شاید آدم ـا وقتی که اینقدر مهم ـشون نکنی برای خودت بیشتر برات ارزش قائل ـن. :-؟ ینی میدونی؟ من همه ـش یاد اون روزی میوفتم که میخواسم تا یه جایی برسونم ـشون داشت میگفت "شقایق یه فرشته ی درون داره که اگه راه ـشم دور شه نمیگه." و با این که اون موقع راه ـم دور نمیشد ولی اگه میشد هم نمیگفتم احتمالا. بجز اون، به این فک کردم که چطور کسی که اینطور درباره ـم فکر میکنه نمیتونه in that way دوست ـم داشته باشه؟ خیلی بهش فکر کردم، و به این نتیجه رسیدم که شاید نباید اینطوری باشم. ینی خب، شاید همهی کارایی که واسه آدم ـا انجام میدم رو به خاطر این انجام میدم که در قبال ـش ازشون انتظار دارم که دوست ـم داشته باشن. و خب، این خیلی احمقانه ـس.

همه چیز احمقانه ـس. :")

"اما نور ماند بر جا. "...

ما را در سایت "اما نور ماند بر جا. " دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 166 تاريخ: يکشنبه 12 خرداد 1398 ساعت: 7:00

صفحه بندی